تقویم
محتويات مرتبط
اخبار > تفاوت بین فرد بی حیا و با حیا در تفسیر حکمت نهج البلاغه
 


  چاپ        ارسال به دوست

تفاوت بین فرد بی حیا و با حیا در تفسیر حکمت نهج البلاغه

نهج البلاغه با مرور قرنها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزونتر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی هایی که در شکل و محتوا است. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی (ع) درباره قرآن آمده است: « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در سخن مشابهی نیز آمده است : « لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود .

سخنان امام علی (ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت. سید رضی در اواخر قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بالغ بر هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هر چند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاشهایی به عمل آوردند، اما کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

شرح و تفسیر حکمت 223 نهج البلاغه

امام علی(علیه السلام) فرمودند: مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ، لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ.کسى که حیا لباس خود را بر او بپوشاند، مردم عیب او را نخواهند دید.

امام علی(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به نکته اى درباره حیا اشاره کرده، مى فرماید: «کسى که حیا لباس خود را بر او بپوشاند، مردم عیب او را نخواهند دید»; (مَنْ کَسَاهُ الْحَیَاءُ ثَوْبَهُ، لَمْ یَرَ النَّاسُ عَیْبَهُ). «حیا» همان گونه که سابقا نیز اشاره کرده ایم، حالتى نفسانى است که سبب مى شود انسان در برابر زشتى ها حالت انقباض پیدا کرده و از آنها چشم بپوشاند.

در واقع، حیا سپرى است در مقابل اعمال قبیح و منکرات و اگر این سپر وجود نداشته باشد، انسان به آسانى آلوده هر کار زشتى مى شود و تیر قبایح بر بدن او فرو مى نشیند. «حیا» گاهى سبب ترک گناه و زشتى ها نمى شود، بلکه سبب پوشاندن و مخفى ساختن آن مى گردد که این نیز در حدّ خود اثر مثبتى است. امام(علیه السلام) در گفتار حکیمانه بالا به هر دو اشاره مى کند; حیا را به لباس (زیبایى) تشبیه کرده که بر تن انسان مؤمن است و اگر عیبى نیز داشته باشد به وسیله آن پوشیده مى شود و مردم آن را نمى بینند.

«حیا» بنا به روایتى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، از ویژگى هاى انسان و داراى آثار بسیار زیادى در زندگى بشر است. ایشان در آن حدیث خطاب به مفضل چنین مى فرماید: «انْظُرْ یَا مُفَضَّلُ إِلَى مَا خُصَّ بِهِ الاِْنْسَانُ دُونَ جَمِیعِ الْحَیَوَانِ مِنْ هَذَا الْخَلْقِ الْجَلِیلُ قَدْرُهُ الْعَظِیمُ غَنَاؤُهُ أَعْنِی الْحَیَاءَ فَلَوْلاَهُ لَمْ یُقْرَ ضَیْفٌ وَلَمْ یُوَفَّ بِالْعِدَاتِ وَلَمْ تُقْضَ الْحَوَائِجُ وَلَمْ یُتَحَرَّ الْجَمِیلُ وَلَمْ یَتَنَکَّبِ الْقَبِیحُ فِی شَیْء مِنَ الاَْشْیَاءِ حَتَّى إِنَّ کَثِیراً مِنَ الاُْمُورِ الْمُفْتَرَضَةِ أَیْضاً إِنَّمَا یُفْعَلُ لِلْحَیَاءِ فَإِنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ لَوْ لاَ الْحَیَاءُ لَمْ یَرْعَ حَقَّ وَالِدَیْهِ وَلَمْ یَصِلْ ذَا رَحِم وَلَمْ یُؤَدِّ أَمَانَةً وَلَمْ یَعْفُ عَنْ فَاحِشَة أَ فَلاَ تَرَى کَیْفَ وُفِّیَ لِلاِْنْسَانِ جَمِیعُ الْخِلاَلِ الَّتِی فِیهَا صَلاَحُهُ وَتَمَامُ أَمْرِهِ;

«اى مفضل! نگاه کن به صفتى که خداوند تنها به انسان ارزانى داشته و حیوانات از آن محرومند; صفتى که مقامش والا و غنایش بزرگ است; یعنى حیا. اگر حیا نبود، انسان ها از مهمانشان درست پذیرایى نمى کردند، به وعده‌هایشان وفا نمى نمودند، نیازهاى دیگران را برآورده نمى ساختند و به دنبال کارهاى خوب نبودند و از کارهاى زشت در هیچ چیز پرهیز نداشتند. به طورى که بسیارى از کارهاى واجب نیز در پرتو حیا انجام مى شود; اگر حیا نبود، جمعى از مردم حق پدر و مادر را نیز ادا نمى کردند و صله رحم به جا نمى آورند و اداى امانت نمى نمودند و از هیچ کار زشتى پرهیز نداشتند. آیا نمى بینى خداوند چگونه براى انسان جمیع صفاتى را که در آن صلاح و کمالِ کار اوست به او ارزانى داشته است؟».

از این حدیث شریف به خوبى استفاده مى شود که اثر حیا تنها پرهیز از زشتى ها و قبایح (آن گونه که بسیارى گمان مى برند) نیست، بلکه آثار مثبت زیادى در انجام واجبات و رعایت آداب و اخلاق انسانى دارد. به همین دلیل در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «مَنْ لا حَیاءَ لَهُ فَلا إیمانَ لَهُ; آن کس که حیا ندارد ایمان ندارد».

از امام امیرمؤمنان در غررالحکم آمده است، «مَنْ لا حَیاءَ لَهُ فَلا خَیْر فِیهِ; کسى که حیا ندارد هیچ خیرى در او نیست». البته آنچه گفته شد درباره حیاء پسندیده است. نوعى از حیاء مذموم آن است انسان از فرا گرفتن علم و دانش و پذیرفتن حقایق و انجام کارهاى نیک شرم داشته باشد و گاه به سبب آن از ترک مجالس گناه و پیشنهادهاى زشت افراد فاسد شرم مى کند و آلوده گناه مى شود.

نکته ها: یک اشتباه بزرگ

بعضى از نویسندگان بى خبر و بى بند و بار مى گویند: حیا نوعى ضعف نفس است و اگر پرده حیا دریده شود سبب قوت نفس خواهد بود، در حالى که قضیه کاملاً بر عکس است; فرد بى حیا کسى است که تسلیم خواسته هاى نفسانى است و نمى تواند از آن روى گردان شود; ولى افراد با حیا بر اثر قدرت روحانى در برابر عوامل گناه مقاومت مى کنند و سد نیرومندى میان خود و آنها به نام حیا قرار مى دهند. آرى! حیا در برابر نیکى ها مانند فرا گرفتن علم، دلیل بر ضعف نفس است; ولى در برابر زشتى ها نشانه روشنى از قدرت نفس است. چه امورى سبب پاره شدن پرده حیا مى شود؟ زمانى که گناه آشکارا انجام شود ابهت گناه شکسته مى شود و پرده حیا کنار مى رود و افراد در انجام گناهان کبیره جسور مى شوند. به همین دلیل در روایات اسلامى آمده است که گناه آشکار از گناه پنهان بسیار سنگین تر است همان گونه که در حدیثى از امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) مى خوانیم: «الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ; کسى که گناه خود را آشکار و منتشر مى کند گرفتار خذلان مى شود و کسى که گناه را بپوشاند عفو خدا شامل او مى گردد».

حتى براى مبارزه با افراد جسور و حرمت شکن و متجاهر به فسق، اجازه غیبت داده شده است. به همین دلیل است که هرگاه گناه آشکار شود و مردم از آن باخبر گردند، دستور داده شده است که حد یا تعزیر آشکارا انجام شود تا ابهت گناه به جاى خود برگردد و پرده حیا در سطح عموم پاره نشود. افشاگرى درباره گناهان اشخاص نیز آنها را جسور کرده و از حیاى آنها مى کاهد و گاه به جایى مى رسد که با زبان حال یا قال مى گویند: ما که رسواى جهانیم غم دنیا سهل است و آب که از سر گذشت چه یک قامت چه چند قامت. در حالى که اگر در این گونه موارد تغافل شود، کمک به حفظ حیاى آن گناهکار خواهد شد. نیز به همین دلیل در تعلیمات اسلامى تکرار گناه صغیره به منزله گناه کبیره شمرده شده است، زیرا تکرار، سبب کم شدن زشتى گناه و پاره شدن پرده حیا مى شود.

اهمیت حیا در زنان این نکته نیز قابل توجه است که در روایاتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده: «الْحَیاءُ عَشَرَةُ أجْزاء فَتِسْعَةٌ فِى النِّساءِ وَواحِدَةٌ فِى الرِّجالِ; حیا ده جزء دارد. نه جزء در زنان و یک جزء در مردان است». و این براى آن است که اگر حیا نباشد زنان آسیب پذیر خواهند شد. در حدیث دیگرى از همان حضرت آمده است که شش چیز خوب است; ولى از شش طائفه خوب تر; از جمله مى فرماید: «الْحَیاءُ حَسَنٌ وَهُوَ مِنَ النِّساءِ أحْسَنٌ; حیا چیز خوبى است و از زنان زیبنده تر است». حیا به زنان ابهت، شخصیت و ارزش مى دهد و به گفته یکى از فلاسفه معروف، دختران حوا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترامشان در این است که به دنبال مردان نروند، خود را متبذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند آنها این درس ها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند.


١٠:١٤ - دوشنبه ١٣ آذر ١٣٩٦    /    عدد : ٥٣١٨٥١    /    تعداد نمایش : ٢١٩


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




عنوان