تقویم
محتويات مرتبط
اخبار > اتانازی و اخلاق پزشکی
 


  چاپ        ارسال به دوست

اتانازی و اخلاق پزشکی

امروزه با توجه به تحولات و پيشرفت هاي علمي، تكنولوژيكي همواره با مسائل نوظهوري در رابطه با جوامع بشري روبرو هستيم. مسائل نوين پزشكي از قبيل پيوند اعضاء، مهندسي ژنتيك ، مباحث اخلاق پزشكي و ژنون انساني، تلقيح مصنوعي، قتل ترحم آميز و ... و ده ها موضوع ديگر در زمره مباحث پر دامنه و مناقشه انگيز علم پزشكي است كه هر يك از موضوعات فوق الذكر را مي توان در چهارجوب مباحث اخلاقي، فلسفي، جامعه شناختي، روانشناسي و حقوقي مورد تجزيه و تحليل قرار داد.

در حال حاضر علماي اخلاق به مسئله ا تانازي به عنوان يكي از مسائل جديد اخلاق عملي مي نگرند و سعي در يافتن پاسخ اخلاقي برجواز و يا منع آن دارند، از منظر اخلاقي اتانازي موافقان و مخالفاني دارد كه هر يك دلائل خود را در اين زمينه مطرح مي كنند. موافقان معتقدند پايان دادن آرام و بدون درد به حيات انساني كه از بيماري لاعلاجي رنج مي برد و تقاضاي پايان بخشيدن به عمر خويش را دارم ترحم و نوع دوستي در حق اوست و برعكس زنده نگه داشتن او بي رحمي و سنگدلي در حق اوست. هم چنين موافقين از منظر ديگري به مسأله مي نگرند و آن احترام به استقلال فرد در تصميم گيري در باره خود است كه مي تواند دليلي بر جواز اتانازي باشد.

اما از سوي ديگر مرگ آسان داراي يك سري مخالفيني در محافل حقوقي و اخلاقي و هم چنين در ميان برخي مذاهب نيز هست. از جمله مخالفت هاي ارباب مذاهب مي توان از اعلاميه كليساي كاتوليك در سال 1980 ميلادي ياد كرد كه در اين اعلاميه هر نوع كشتن انسان را امري شديداً غير اخلاقي دانسته و ممنوع اعلام كرده است. هم چنين از نظر دين اسلام مي توان نااميدي از شفاي الهي را دليلي بر رد آن دانست.

آن چه كه در اين مقاله به آن پرداخته خواهد شد بررسي مسئله اتانازي از جوانب مختلف است به گونه اي كه بتوان به اين پرسش جواب داد و آن اينكه با توجه به پيشرفت روز افزون علم پزشكي و دانش بيوتكنولوژي اساساً مي توان در خصوص مسئله اتانازي مبنائي اخلاقي و حقوقي يافت؟ لازمه پاسخي قانع كننده به اين سؤال ريشه يابي و شناخت مفهوم و اقسام اتانازي و درجات آن مي باشد زيرا اگر بخواهيم بدون شناخت اتانازي و به شكلي كلي به مسئله بنگريم شايد كمتر كسي گرفتن جان انساني را حتي با درخواست وي اخلاقي و حقوقي بداند فلذا با اين مقدمه به تبيين موضوع پرداخته مي شود.

مفهوم اتانازي و انواع آن

واژه اتانازي ريشه در زبان يوناني دارد [Eu] به معني خوب و thanatos به معني مردن است و اتانازي عبارتست از پايان دادن به زند گي بيمار با اذن و اراده صريح وي براي رهائي از رنج و عذابي كه مرگ بيمار به واسطه آن منفي است . مرگ مزبور از آن جهت كه ناشي از انجام فعلي از سوي پزشك باشد مانند: (تزريق مواد مرگ بار) به اتانازي فعال و از آن جهت كه متضمن ترك فعلي از سوي پزشك باشد مانند (رها كردن بيمار و قطع درمان وي) به اتانازي غير فعال يا منفعل  تقسيم مي گردد.

از طرف ديگر آن هنگام كه مرگ مزبور برگرفته از درخواست صريح شخص بيمار باشد به اتانازي ارادي و در صورتي كه بدون اذن و ارادة صريح وي باشد به اتانازي غير ارادي تقسيم مي گردد.

از تركيب اين دو تقسيم بندي با يكديگر با 4 نوع اتانازي مواجه خواهيم بود. : اتانازي ارادي فعال، اتانازي غير ارادي فعال، اتانازي ارادي غير فعال، اتانازي غير ارادي غير فعال.

- اتانازي غير ارادي فعال : هنگامي كه پزشك بدون درخواست بيمار و بنابر تشخيص خود مبادرت به تزريق ماده اي سعي مي كند و اين عمل منتهي به مرگ بيمار مي شود.

- اتانازي ارادي غير فعال: زماني كه پزشك بنابر به درخواست صريح بيمار از ادامه فرآيند درمان وي دست كشيده و او را به حال خود رها كرده تا مرگ وي فرا رسد.

- اتانازي غير ارادي غير فعال: آن هنگام كه پزشك بدون درخواست بيمار، از ادامة درمان وي دست كشيده و بيمار را به حال خود رها كرده تا مرگ وي فرا رسد.

اتانازي از منظر اخلاق

از آن جا كه اتانازي و روايي اخلاقي آن از مسائل بحث برانگيز اخلاق پزشكي اين روزگار است، شايد در بدو امر برداشت مخاطب از موضوع اين باشد كه اتانازي عملي مذموم و غير اخلاقي است و بحث پيرامون روايي اخلاقي آن راه به بيراهه است ولي با اين وجود بايد بيان داشت كه امروزه با توجه به تقسيم بندي هاي فوق برخي از متخصصان اخلاق براين رأي اند كه ميان حجيت اخلاقي اقسام اتانازي بويژه تقسيم بندي ارادي و غير ارادي آن تفاوتهائي وجود دارد به ديگر سخن اين دسته از متخصصان معتقدند كه تقسيم بندي هاي اتانازي از لحاظ اخلاقي داراي شدت و ضعف هستند، مدلول منطقي مدعاي فوق اين است كه در مقياس با اتانازي ارادي فعال، اتانازي ارادي غير فعال كمتر نارواست.

براي روشن شدن موضوع به اين مثال توجه كنيد:

موردي را فرض كنيد كه شخص الف به سبب بيماري مهلكي كه دارد در بيمارستان بستري مي باشد، از طرفي پزشكان از وي قطع اميد كرده اند و مرگ وي نيز قريب الوقوع است، از طرف ديگر درمان اين شخص نيز هم هزينه بر است هم بي نتيجه حتي مي توان در نظر گرفت كه وي هيچ كس را براي پرداخت هزينه هاي درمان ندارد.

در اين حالت اگر پزشك بدون درخواست شخص الف از ادامه درمان او خودداري كرده يعني دست به اتانازي غير ارادي غير فعال بزند و يا حتي بدتر اينكه مبادرت به تزريق سمي كشنده كند و در نتيجه آن شخص الف فوت كند يا به عبارت بهتر كشته شود غير اخلاقي تر هست؟ يا آن هنگام كه شخص الف خود از پزشك درخواست كند به زندگي وي پايان داده شود و پزشك نيز با انگيزه انسان دوستانه به حيات وي پايان دهد؟ حتي مي توان در مورد اخير فرض نمود كه پزشك در پاسخ به درخواست بيمار عملي را انجام نمي دهد و از ادامه درمان وي دست مي كشد تا مرگ وي فرا رسد (اتانازي داوطلبانه غير فعال)

اين دسته از متخصصان مطابق با آن چه گفته شد معتقدند كه از اقسام 4 گانه اتانازي، اتانازي داوطلبانه غير فعال دست كم، كمتر ضد اخلاقي مي نمايد.

جداي از بحث اخلاقي مي توان اين موضوع را از ديدگاه فلسفي و مذهبي نيز بررسي كرد. از آن جا كه مباحث پيرامون اتانازي مباحثي در بارة ارزش هاست، برخي معقتدند كه حيات حد اعلاي خوبي هاست و ديگر خوبي ها با وجود حيات و زندگي معني مي يابند و بدون حيات هيچ ارزش يا خوبي اي وجود ندارد. اين دسته كه از مخالفين اتانازي هستند به موضوع از منظر مذهبي نگاه مي كنند. اين دسته حيات را هديه اي از سوي خداوند مي دانند كه به عنوان وديعه اي به انسان سپرده شده است و نمي توان آن را سلب نمود نه توسط خود شخص نه توسط ديگري به ديگر سخن اينان حق حيات را به عنوان مهمترين حق بشري مي دانند، حقي كه سلب آن مي تواند به عنوان مرگ همة انسان ها باشد حتي اين موضوع به صراحت در كتاب آسماني مسلمانان بيان گرديده است كه هر كس ديگري را به قتل برساند چنان است كه توئي همه مردم را كشته است.

اين در حالي است كه در مذهب كاتوليك نيز استفاده از تمام روش ها براي جلوگيري از مرگ توصيه شده است تا آن جا كه پاپ ژان پل دوم در سال 1995 طي بخش نامه اي استفاده از تمامي امكانات موجود پزشكي براي جلوگيري از مرگ را ضروري اعلام كرده و در نتيجه مذهب كاتوليك عمل اتانازي را بر مبناي «قاعدة تقدس زندگي» رد كرده است.

در مقابل دسته اي از موافقين اتانازي ارزشي ما فوق ديگر ارزش ها براي حيات قائل نيستند بلكه معتقدند، حقوق فردي ارزشي برتر است و بيمار در اين مورد بخصوص داراي يك حق خود مختاري است.

اين دسته كه غالباً داراي گرايش ليبرالي هستند بيان مي دارند كه براساس اصل خودمختاري توجيه اتانازي تنها بر مبناي اصل احترام به خواست و ارادة بيمار است. بر طبق اين ديدگاه وقتي بيمار مختارانه تصميم به مرگ مي گيرد پزشك به درخواست بيمار براي انجام اتانازي رضايت دهد.

هم چنين دسته اي از موافقان اتانازي كه طرفداران مكتب «اصالت سودجوئي» هستند كيفيت حيات را مهمتر از خود حيات مي دانند، آن ها مي گويند هدف از زندگي انساني سعادت است به اين معني كه انسان در مدتي كه در اين دنيا زندگي مي كند هر چه بهتر و خوشتر زندگي كند و از مواهب خلقت و طبيعت بيشتر بهره مند شود و كمتر در اين جهان رنج ببينيد چه از ناحية عوامل طبيعي و چه از ناحيه همنوعان خود و سعادت هم جزايي نيست، پس هدف از لقت ما اين است كه در دنيا ، هر چه بيشتر از وجود خود و اشياء خارج بهره ببريم، يعني «حداكثر لذت» و «حداقل رنج» را داشته باشيم.

در واقع منطق آن هايي است كه اگر چه زندگي خود به گونه اي واضح يك ارزش مهم است اما ممكن است زمان هائي به وجود آيد كه زندگي ارزش زيستن و بودن نداشته باشد.

بنابر آن چه گفته شد ديديم كه مسئله اتانازي امروزه در ابعاد مختلف فلسفي، اخلاقي، مذهبي و حقوقي چالش هائي را بوجود آورده اما اين نظريه هائي كه در ابعاد مختلف بيان شد بيشتر مربوط به حقايق اخلاقي يعني وجود حقوق انسان آن گونه كه بايد باشد سخن به ميان مي آوردند در صورتي كه حقايق حقوقي، از حقوق انسان آن گونه كه هست سخن مي رانند.

بنابراين لازم است كه موضوع اتانازي را از منظر حقوقي نيز به نظاره نشست و اين را بررسي كرد كه آيا اساساً بيان ديدگاه هاي فوق جوازي بر رد اتانازي و يا بالعكس دليلي بر مباح و قانوني بودن آن مي باشد؟ به ديگر سخن همانگونه كه در مقدمه و به عنوان سؤال اصلي مطرح شد اساساً مي توان مبنايي قانوني براي موضوع اتانازي با توجه به واقعيات فعلي يافت؟


٠٨:٥٠ - سه شنبه ٤ تير ١٣٩٢    /    عدد : ٢٧٦٨٩٣    /    تعداد نمایش : ٦٥٩


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




عنوان