*نگاهی به زندگی علمی و سیاسی آیت الله مصباح یزدی*

قسمت هشتادو‌ هفتم مجموعه معرفتی شرح و تفسیر احادیث اخلاقی

این یاداشت در دی 99 در ایام ارتحال علامه مصباح یزدی ره در سه قسمت نشر یافت، اکنون در آستانه سالگرد وفات آن عالم عامل و فیلسوف متأله، ضمن گرامیداشت یاد و نامش، مجددا خلاصه آن در یک قسمت تقدیم می گردد.
 
سید حسین حسینی کارنامی - دی ماه 99
 
*حیات علمی و سیاسی*
آیت الله شیخ محمدتقی مصباح یزدی، فیلسوف، مفسر، فقیه و از اندیشمندان جهان اسلام، در بهمن ۱۳۱۳ شمسی در شهر یزد متولد شد. 
وی در حوزه های علمیه قم و نجف افتخار شاگردی حضرات آیات عظام سید حسین بروجردی، امام سید روح الله خمینی، سید محمد حسین طباطبایی، محمد تقی بهجت وملا حسین قلی انصاری همدانی را کسب کرد. وی همدرس و همدوره علامه حسن زاده آملی و جوادی آملی بود. به جهت نبوغ، حافظه قوی و تلاش وافر توانست در سن ۲۷ سالگی و در دوره جوانی به درجه اجتهاد نائل و در زمره اساتید صاحب نام حوزه قم به شمار آید و شاگردان بسیار فراوانی را تحویل جهان اسلام داد. علامه مصباح از بنیانگذاران مؤسسه‌ در راه حق، باقرالعلوم و موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی است. 
اعلام و مشاهیر عالم اسلام همانند علامه طباطبایی، علامه حسن زاده آملی، علامه جوادی آملی، مقام معظم رهبری از وی تمجید نموده و آیت الله مصاح یزدی را با عناوینی همچون «عالم وارسته ، فقیه انقلابی، فیلسوف متفکر، عمار زمان، عاشق اهل بیت (ع) و مدافع مکتب و انقلاب» توصیف کرده و به عنوان یک الگوی بسیار موفق برای فضلای حوزه علمیه قلمداد کرده اند.
*از نظر سیاسی* نیز آیت‌الله مصباح یزدی از شاگردان امام خمینی و همراه با نهضت امام خمینی بود و فعالیت‌های وی پیش از انقلاب، بیشتر فعالیت علمی و نوشتن مقالات انتقادی علیه حکومت مستبد پهلوی در نشریاتی همانند نشریه بعثت و نشریه انتقام بود. همچنین امضای نامه‌های سیاسی و اعتراضی علیه شاه و هیئت حاکمه از دیگر فعالیت های او بود. وی عضو گروه دوازده نفره ای همانند آیت الله خامنه ای، مشکینی، منتظری و ربانی شیرازی و آذری بود که با ایجاد نشریات به روشنگری نهضت امام خمینی پرداختند. ایشان ولایتمداری‌ را با امام خمینی ره آغاز کرد و در مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای همان راه را ادامه داد.
 
*اندیشه‌ها و نظریات فلسفی و سیاسی*
از علامه محمدتقی مصباح یزدی در حوزه‌های مختلف علوم اسلامی از جمله در تفسیر قرآن، فلسفه اسلامی، عقاید و کلام، اندیشه سیاسی اسلام، اخلاق و عرفان بیش از صد تالیفات برجای مانده است. او در آثارش، نظام فکری خود را ارائه کرده است. 
او در مباحث فلسفی فلسفه اخلاق صاحب سبک بود که در برخی از مباحث فلسفی و اخلاقی نظریه متفاوت با دیگر فیلسوفان داشت، همانند منحصر دانستن رابطه تشکیکی وجود میان علل و معالیل طولی و اعتقاد به تباین ذاتی میان موجودات دیگر؛ اثبات وحدت صادر اول از راه قاعده امکان اشرف و نادرست دانستن قاعده الواحد؛ اثبات معلولیت جهان طبیعت با عالم ماده از راه قاعده امکان اشرف؛ اعتقاد به ناکافی بودن حس و عقل بشر برای کسب شناخت های لازم در مسیر رسیدن به سعادت انسانی و نیازمندی به وحی در این رابطه؛ انگیزه ها و راه قرب و شهود به خدا؛ نظریه فلسفی ارتباط تنگاتنگ ارزش های اخلاقی با حیات و سعادت اخروی و ... 
بی شک فهم این مباحث بسیار سخت و صعب و زمانبر است، حال چه رسد به این که شخصی بخواهد، نظریات قدما را نقد کند و بالاتر از آن بتواند تبیین و تقریر جدید متفاوت از ادله پیشنیان ارائه نماید و در نهایت بتواند فرضیه و نظریه جدیدی را ابراز نماید!
مع الوصف، نظریات جدید وی در هیچ یک از عرصه های فلسفی، منطقی و فلسفه اخلاق، معرفت شناسی موجب چالش و نزاع و مشاجرات بین عالمان قرار نگرفت.
همچنین علامه مصباح علامه مصباح یزدی، عالمی نواندیش و نقاد بود و در همه عرضه های تخصصی خویش ساکت و تسلیم نبوده بلکه روحیه تولید علم و افزایش تقاریر و ایجاد نظریه در وی موج می زد.
 وی در مباحث هرمنوتیک، حوزه اندیشه دینی و نظام سیاسی اسلام دارای نظریات اجتهادی و آراء متفاوت بود. 
او معتقد به تعارض فرهنگ اسلامی و غربی و سازش نکردن آن با فرهنگ غربی اومانیسم، سکولاریسم و لیبرالیسم به عنوان عناصر اصلی فرهنگ کفر و الحاد بود، در برابر آن خدامحوری را معتقد بود که اصالت دین و ولایت فقیه و محدودیت قانونی فعالیت انسان در دایره اطاعت از خدا، به عنوان عناصر اصلی تفکر اسلامی قرار می گیرد. این دو فرهنگ در مقابل هم قرار دارند. وی بر این باور بود که فرهنگ غربی، انسان را به آزادی مطلق از همه چیز، حتی آزادی از اطاعت خداوند، دعوت می‌کند و فرهنگ اسلامی انسان را به اطاعت محض از خداوند دعوت می‌کند. 
دیگر آن که وی معتقد به نفی قرائت‌های متعدد از دین و مرجعیت روحانیت در دین‌شناسی بوده و قرائت‌های متعدد از دین را قابل پذیرش نمی دانست.
بر خلاف نظریات فلسفی علامه مصباح که مورد مخالفت نبود،
 اما نظریات وی در نظام سیاسی اسلام و انقلاب اسلامی در بین روشنفکران و احزاب و سیاسیون، سخت مورد نزاع قرار گرفت و برخی را به پرخاشگری، توهین کشاند!
علت این که نظریات سیاسی او با سعه صدر مورد نقض و ابرام و نقد و بررسی قرار نگرفت چه بوده است؟ چرا به تخریب چهرۀ علامه مصباح اقدام شد؟ 
برخی بر این باورند که این یک طرح سیاسی بود! 
زیرا علامه مصباح از نظر علمی یک روشنفکر دینی و مسلط به فلسفۀ اسلامی، فلسفه غرب و یک اندیشمند عمیق و نقّاد دقیق در علوم انسانی و اسلامی بود. راه ارتباط حوزه و دانشگاه و راه گسترش و عملیاتی‌شدن دین در جامعه را در مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی رفت و ادبیات حوزه را به ادبیات دانشگاه نزدیک کرد و این خشم غربگرایان را برانگیخت و در یک توطئۀ تبلیغاتی و جنگ روانی شخصیت علامۀ مصباح را نزد جمعی از دانشگاهیان تخریب کرده اند. 
تلاش شد تا از او یک چهرۀ متعصّب و غیرواقع‌بین به جامعه ارائه گردد. در نتیجه آن عالمی را که در بین علمای حوزه، دانش او بیشتر از همه برای دانشگاه‌ها مفید بود، هدف قرار گرفت تا دانشگاه به ایشان توجه نکند و این ظلم بزرگی بود! 
*بالختام،* گر چه ما قائل به عصمت و خطاناپذیر بودن، عالمان و دانشمندان نیستیم، حتماً قصور و تقصیراتی و احیاناً سخنان و یا دیدگاه های ناصوابی هم داشتند، ولی بی تردید این نقصان ها در قبال آن آثار و خدمات بزرگ و کم بدیل و شاید بعضاً بی نظیر، بسیار ناچیز است.
پس بیاییم قدر داشته های مان،* بزرگان مان چه عالمان دینی و چه دانشمندان دانشگاهی را بدانیم و به نیکی از آنان یاد نماییم و نقد به آنان را نیز عادلانه و منصفانه ابراز نماییم و از استهزاء، تحقیر و کم جلوه دادن آنان بپرهیزیم.
(ر.ک: اندیشه ماندگار؛ گفتمان مصباح؛ حکیمانه‌ترین حکومت: کاوشی در نظریه ولایت فقیه؛ کتاب نظریه سیاسی اسلام؛ جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی- سیاسی ایران؛ سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله مصباح یزدی)
کلمات کلیدی

0 نظر برای این مقاله وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *